خـــانـــومِــ ایکسـ

خـــانـــومِــ ایکسـ فقط یه شخص نیست یه سبک زندگیه والا!!!!!

خـــانـــومِــ ایکسـ

خـــانـــومِــ ایکسـ فقط یه شخص نیست یه سبک زندگیه والا!!!!!

خـــانـــومِــ ایکسـ

نابودگر قرن،هنرستانی،نیمه ی گمشده ی ایتالیا،گیر کرده در گذشته و صدای ابی، شاد زیاد اصلا آمده ام تا معادلات را بهم بریزم و این زرت و پرت ها^__^

خواهرانه توصیه میکنم اگه تشنتونه اگه دارید میمیرید یا هر چی نصفه شبی کاپچینو یا هر نوشیدنی کافئین دار کوفتی ای نخورید که ساعت یه رب چهار صب از اینکه خوابتون نمی بره خودکشی کنید:)

این سری نفرین آمون بر خودم باد:)

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۷ شهریور ۹۶ ، ۰۳:۴۶
khanom ix

از سری آرزو هام اینه که یه پیج سی کا داشته باشم بعد هر ماه نفری هزار تومن از فالورام بگیرم برم یه گوشه ی دنیا رو ببینم چی میشی مگه*__*

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ شهریور ۹۶ ، ۲۲:۱۲
khanom ix

قسمت آخر این فصل و دیدم و به نتایج زیر رسیدم:

*قبل از اینکه با کسی رابطه برقرار کنید مطمئین شید طرف عمه یا برادر زادتون نیست :)

*اینکه تهش میفهمی طرف ننه باباش یکی دیگه بودن فقط مختص سریال ترکی نیست آمریکایی ها هم یه همچین چیز هایی تو خودشون دارن حتی ممکنه طرف اسمشم به جای جان اسنو ،ریگار تارگریان بوده باشه:دی)

*اینکه یه سری موجودات وحشتناک دارن حمله میکنن که نسل انسان ها از بین بره اصلن مهم نیست مهم داشتن تاج و تخت و حکومت به هفت اقلیمه همینو بس-__-(منطقشون منو کشته)

*همین دیگه تا درودی دیگر بدرود

*ولی به نکته ی اول خیلی دقت کنید که یهو خیط نشید ببینید از برادر زادتون حامله شدین:)

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۶ شهریور ۹۶ ، ۱۷:۰۱
khanom ix


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ شهریور ۹۶ ، ۱۵:۲۱
khanom ix

یه روز قبل تولدم بود که عین مرغ داشتم بالا پایین میپردیم فردا فصل هفتم تاج و تخت شروع میشه :)

و فردا فصل هفتم تاج و تخت تموم میشه میدونید تو عمرم هیچ فیلم یا سریالی رو به این اندازه دوست نداشتم الانم نمیدونم ذوق دارم از پخش قسمت جدید یا ناراحتم یا چی اصلن یه حس غیر قابل توصیفی دارم:)

ولی به نظرم این قسمت آخر کلی اتفاق مهم میوفته کلی آدم مهم هم میمیرن که امیدوار خاندان لنیستر یا حداقل سرسی جزو کشته باشه:)

و بعدش میریم برای فصل آخر یک یا به احتمال زیاد دوسال صبر کنیم هرچند این همه صبر منطقیه ستایش که نیست با دو تا اشک و آه تموم شه بره ساختن هر سکانسش کلی طول می کشه والاا)

ازین بگذریم فردا به احتمال خیلی زیاد میرم لباس فرم بگیرم واقعا از صمیم قلبم آرزو دارم هیچ نشانه ای از قهوه ای تو لباسا نباشه هیچی .

پارسال مقنعموم قهوه ای بود همون صفر درصد انگیزه ی منو برای تحصیل به منفی رسوند واقعا جا داره از کسی که طرح مقنعه ی قهوی ای با فرم بادمجونی رو داده یه تشکر جانانه بکنم:)

ازین هم بگذریم یه چند ماه پیش یه شلواری خریدم که هم گشاده هم برام بلند اگه خدا قبول کنه نشستم فکر کردم یه سری تغییرات بدم روش حالا فردا مامانم بیاد ببینم اصلا میشه یا نه(پیشاپیش بگم نمی خوام تنگ یا کوتاش کنم یه مسخره بازی دیگع میخوام در بیارم)

از اون هم بگذریم فکر کنم امثال اولین سالیه که برای مدرسه رفتن ذوق دارم پارسال همش میگفتم کی سال بعد میشه من اونچیزی که دوست دارمو بخونم و الان امساله خدایا شکرت^__^

البته که نصف بیشتر این خوشحالی فقط برای اینه امسال دیگه زییست نداریم-__-

پ.ن:دوست دارم اسم مطلب هیچ ربطی با خودش نداشته باشه#مرض_جدید

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ شهریور ۹۶ ، ۰۱:۳۱
khanom ix

داغ داغ



۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ شهریور ۹۶ ، ۱۸:۰۱
khanom ix

میگم فقط من این نظرو دارم که تو گروه ماکان صدای رهام بهتره یا شماهم هم نظرید؟//

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۵ شهریور ۹۶ ، ۰۲:۰۷
khanom ix

و فکر کنم بعد یکماه دیگه وقتش بود برگردم خونه:)

اهل منزل که میگن خوب شد برگشتی داشت قیافتو یادمون میرفت(اینقدر محبت دارن و هر لحظه به یادمن)

ولی هر سری از اردبیل برمیگردم تهران دو چیز تا چند روز خیلی اذیتم میکنه یکی اینکه یهویی از مرکز شلوغی و جمعیت و فامیل بازی میپری به جایی که نزدیک ترینات سه نفرن اونام که نصف بیشتر روز نیستن در نتیجه تنهایی تنهایی تنهایی و این تنهایی خیلی لذت بخشه ولی نه وقتی که یهویی اتفاق بیوفته

دوم اینکه از هوای خنک اردبیل میرسی به هوای جهنمی تهران من الان که دارم اینو براتون مینویسم زیر پنجره ی باز شر شر عرق میریزم در حالی که دیشب همین موقع داشتم زیر پنجره ی باز زیر پتو میخوابیدم و از سرمای هوا نهایت لذت میبردم:)

خلاصه که اگه فامیلاتون نزدیکتونن خیلی خیلی قدرشونو بدونید واقعا نعمت خیلی بزرگی ان♡

بی ربط نوشت:دیشب با دختر خاله و دختر دایی داشتیم مثلا میخوابیدیم هر چند که خواب نبود همش چرند میگفتیم می خندیدیم دیگه خودتون تصور کنید دیگه.

یهو دختر خالم گفت فردا شب هر کدوممون تو اتاقش تنها خوابیده والان همون فردا شبه :)چرا این زمان لعنتی اینقدر زود میگذره؟؟؟؟/

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۴ شهریور ۹۶ ، ۲۳:۵۱
khanom ix

من بعد چند روز و اندی آمده ام وای وای:)

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ شهریور ۹۶ ، ۰۰:۱۸
khanom ix

تا چند دقیقه دیگه مامانمو بعد هیفده روز میبینم#خوشحالی ^___^

پ.ن:من برنگشتم خونمون مامانم داره میاد اردبیل😅

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ مرداد ۹۶ ، ۲۱:۲۱
khanom ix