(.♡ناشناخته

باب هشتم*_*

چهارشنبه, ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۰۵:۱۰ ب.ظ

هنوز شلوار قبلی و اعصاب خوردیش تموم نشده میخوام شلوار جدید بدوزم آخه این خیاطی لعنتی سخت ترین کار شیرین دنیاست^^

امتحان امروزم خیلی خوب بود یعنی بین دو تا کلاس همزمان بود بعد تا زنگ خورد ازونا گرفت به ما گفت برید زنگ تفریح برگردید بکشید منم خیلی کم تقلب کرده بودم زنگ تفریح کتابو زدم زیر ژاکتم باز نگا کردم بعد هاجر اینا ازونجایی که اون کلاسن فقط تا جایی که تونستن بهم فوش دادن بعدم زنگ خورد رفتیم بالا داشتیم میکشیدیم معلم اون کلاسیا گفت تموم کنید دیگه من از کلاس خودم زنگ پیش گرفتم تازه شما کتابم بردید زنگ تفریح نگا کردید منم نه گذاشتم نه بر داشتم گفتم :خانوم من تکذیب میکنم کسی کتاب نبرده بود😂

حالا کلن امتحان خوبی بود ازونجایی که میز الگوی من و بغل دستیم ته کلاسه و بنا به دلایلی معلم نمیتونه رد شه و بیاد ته کلاس قشنگ کتابو باز کردیم گذاشتیم رو صندلی همونطور که سر پا کتابو نگا میکردیم الگو رو میکشیدی:/

خلاصه که 4 واحد درسی خود را اینگونه پاس کردیم😂

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۱۱/۲۵
فاطین داتیناچیوف🍉

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی