(.♡ناشناخته

صبورم که باشم،طاقت ندارم:/

چهارشنبه, ۱۲ مهر ۱۳۹۶، ۱۱:۲۲ ب.ظ

کل شیش سال دبستان رو ساعت چهار شروع میکردم به مشق نوشتن دیگه خیلی طول میکشید ساعت پنج تموم بود از ساعت پنج به بعدم همانند یک اسکول به تمام معنا تا خود شب یه کله تمام سریال های آی فیلم رو میدیدم و بعد خواب:)

سر راهنمایی(هفتم،هشتم،نهم)برنامه به کلی تغیر کرد اوایلش هم داخل خونه مینوشتم هم میخوندم بعد کاشف به عمل اومد این روش خیلی طول میکشه پس دوباره برنامه عوض شد این بار به جای تو خونه خوندن برنامه ریزی میکردم که فلان درس رو کدوم زنگ بنویسم کدوم زنگ تفریح بخونم و خب واقعا روش کارآمدی بود نتیجه اش هم بسیار مطلوب بود هم نمرات خوب میشد هم وقت آزاد زیاد داشتم^__^

اما این دهم لعنتی با تمام اون نه سال فرق داره

حالا نه دیگه کارامون به اندازه ی اون موقع ها کمه

نه زنگ تفریح طولانی داریم

و در بدترین شرایط ممکن یک ناظم سگ اعصاب داریم که زنگ تفریح بین بچه ها لول می خوره و گیر سپیج میده

شما فکر کن من مدرسه ی شاهد درس میخوندم به سیبیل گیر نمیدادن ولی اینجا که یه هنرستان دولتی گیر میدن:)

کارامون خیلی زیاده هر روز که میام خونه میگم تا ساعت نه تموم میکنم از نه به بعد کتاب می خونم ولی در بهترین حالت ممکن ساعت یازده تموم میشه کارام و کتابی که فکر کنم تا تابستون در حسرتش میمونم:/

یعنی هر روز به این امید بیدار میشم که خدا بگه خب دیگه تمام این یه هفته و نیم شوخی بود حالا دوباره به تعطیلات برمیگردیم*__*

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۷/۱۲
فاطین :)

نظرات (۱)

۱۳ مهر ۹۶ ، ۰۰:۳۶ نوید شریفی
خخخخ
خندم گرفت
سبیل چی یه دیگه
یه لعنت به اصغری بفرست و سرگرم درست باش 
زیادم بد نیست
ولی سیبیل چی یه 😂

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی