(.♡ناشناخته

ما دو تا

سه شنبه, ۲۰ شهریور ۱۳۹۷، ۱۰:۰۱ ق.ظ
دیروز رفتیم با هاجر گالری ببینیم
گالری اولی که رفتیم باز بود و توش پر بود از آینه های نوشته دار که فوق العاده قشنگ بودن یا حداقل من خوشم اومد
نه نوشته های نستعلیقو اینا،چیزای خیلی خیلی جالب
بعد همونطور که مسابقه کی بیشتر میتونه دنبال این دو تا راه بیوفته بین گربه های اون محله برگزار میشد،ما عقلمونو دادیم دست مپ و دنبال گالریای دیگه راه افتادیم
که خب یا بسته بودن یا ساختمان پزشکان شده بودن یا هر چی:|
بعد یهو به خودمون اومدیم دیدیم عه!!!
اینقدر ازین کوچه به اون کوچه اومدیم که حتی مپم دیگه نمیدونه ما کجاییم:D
به شخصه  فکر نمیکردم نشانه هایی از حیاط تو همچین جاهایی وجود داشته باشه:|
البته قطعا تو دنیای امروز گم شدن یه پدیده ی ترسناک نیست خیلی ام جالبه!!!
بعد دیگه گفتیم چه کنیم دیدیم هاجر گفت اسم این کافه هه که رو برومونو رو میشناسه بریم اونجا یه چی بخوریم منم فکر کردم اگه قراره شب خوراک گربه ها شیم حداقل خیلی بهتره شکممون سیر باشه:|
رفتیم نشستیم کافه نبود که جنگل بود!!!
بازی کردیم و به این نتیجه رسیدیم همش سه ماهه مدرسه نرفتیم ولی از اسم اشخاص تا اسم اشیاء همرو یادمون رفته،یه دست مرتب به افتخارمون.
خلاصه رو مپ چک کردیم دیدیم تا شعاع یه عالمه ایمون نه مترو هست نه اتوبوس
پس گزینه بعدی تاکسی بود
تو یه خیابون بی ربط تاکسی گرفتیم به یه مسیر بی ربط تر که آقاهه خودش میگفت تاکسیا این مسیری نمیبرن شما از کجا میدونستید من میبرمتون!جا داشت بهش بگم چون شما با هاله ای نور اومدید:|خب چه میدونستیم واقعا
بعد گفت میشه پنج تومن آقا ما دو نفر و
مجموع تمامی وجهای نقد موجودمون رو هم شد چار تومن فک کن چارتومن کلش
بعد ازش پرسیدیم با چار تومنم میبرید که فکر کرد داریم دستش میندازیم:|
اما وقتی فهمید واقعیه کلی تو دنیای تکنولوژی بخاطر استفاده از کارت بانکی دعوامون کرد و بعد قبول کرد:(
دیگه ما به ایستگاه اتوبوس رسیدیم و بعد از رد شدن پنج اتوبوس تا خرخره پر اونم در شلوغ ترین ساعات تردد در مرکز شهر یهو یه اتوبوس اومد خالیه خالیه و اینه که میگن گر صبر کنی ز قوره حلوا سازیا:|
.
من به هاجر میگم اینکه فامیلیامون یکیه و تو یه خیابون زندگی میکنیم و همه جا با هم میگردیم واقعا دلیل نمیشه که گلابی(ناظممون) فکر کنه ما تو همه گند کاریا شریکیم:D)
+آره واقعا همشون نمیشه، نود درصدشون°__°
موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۷/۰۶/۲۰
فاطین :)

نظرات (۱)

۲۰ شهریور ۹۷ ، ۱۳:۴۷ زِدْ عِِـچْ آرْ …
اون آینه‌ها تو استوری دل منم برد آقا *-*
پاسخ:
آه^^

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی