پاییز یهو میاد تو یه روز🍁
این کتاب بیست و شیش تا تمرین داره که تو بیست و شیش روز انجام میشه
تمرینا متفاوته ولی شاید خیلی زیاد بخواد وقت بگیره 20 قیقه باشه که من فکر میکنم در برابر این همه نعمتی که در اختیارمون بیست دقیقه زمان گزاشتن واقعن چیزی نیست:)
خب حالا یک اینکه من کلن طرفدار اینطور کتابا نیستم ،آما آما
من عده ی زیادی از مردمان پارس رو دیدم که تمرینات این کتاب رو انجام میدن و در حین این دوره و حتی بعد از اتمامش به طرز معجزه آسایی به خواسته هاشون میرسن و هرکی ام تمریناتشو انجام داده کلی پیشنهاد میکنتش به بقیه
حالا شما باید شروع کنید به نوشتن در خواستاتون که ممکنه هر چی باشه تو حوضه روابط باشه ،سلامتی،مالی، سفر یا هر چیزی(بعدن اگه دوست داشتید بیشتر توضیح میدم)
و بعدم که تمرینات این کتاب
حالا آیا دوست دارید که من این بیست و شیش روز تمرینات رو اینجا تو وبلاگم بزارم؟
یعنی بیست و شیش روز با هم پیش بریم؟
لازم به ذکره که شما تمرینارو برای خودتون انجام میدید و پس حتی زحمت تایپ و گذاشتن تو وب هم ندارید*__*
من الان حالم خوبه
صب به خودم املت هدیه دادم:)
سریال مورد علاقه مو دیدم ،و کارای دیگه
فکر میکردم این یه هفته ای که مامانم نیست کلی میگردم شهرو متر میکنم و این چیزا
ولی خب فعلن برنامه ای ندارم
در واقع دیشب به سرم زده بود امروز برم امام زاده صالح ،ولی خب ورودیشو یادم نیست کجا بود و چون تنها میخواستم برم فعلن پشیمون شدم:(
بیاین پیشنهاد بدین عصر کجا برم؟
دفعه اولم نیست که مامانم بدون من میره مسافرت
خودم انتخاب کردم باهاش نرم
ولی هنوز نصف روز نشده کرخت شدم
انیمشن 'لگو پتمن' و فیلم دیپ پول 2 (اسمشو یادم نمیاد احتمالن همینه) که یه دوبله فوق خنده دار داشت رو دیدم
اما حالم خوب نشد:|
در واقع اونیکی میره مسافرت همیشه منم و اونیکی میمونه خونه غصه میخوره مامانمه
الان جامون عوض شده،البته که من هیچوقت غصه اینو نمیخورم چرا تنهام بلکه شدیدا دلتنگم و همین باعث شده یه طوری شم:)
کمتر از دو سالم بود مامان و بابام دو هفته رفتن سفر،شیش سالم بود مامانم یه ماه رفت مکه،دوباره ده دوازده سالم بود مامانم یه ماه دیگه رفت مکه
بزرگتر شدم خودم یه ماه یه ماه رفتم پیش مامان بزرگم
قاعدتا دلتنگی برای من چیز تازه ای نیست ولی نبودن مامان تو این خونه چیز عجیبیه ،انگار یه چیزی که باعث میشه انرژی و عشق جریان پیدا کنه نیست و نبودش هیچوقت عادت نمیشع
خلاصه من یه چی دیگه میخواستم بگم ولی یه چی دیگه گفتم:دی)
میدونید چون مامانم مارو اینطوری بار آورده،خیلی زیادی از فامیلامون فکر میکنن ما لوس شدیم، ولی آیا واقعا ما لوس شدیم؟؟
نمیخوام ثابت کنم که نه من لوس نیستم فقط فکر میکنم وقتی جای من و تو شرایطی که توش زندگی کردم،نیستن و زندگی نکردن حق ندارن برا خودشون اظهار نظر کنن:)
ولی الان چند ساله که میگم بیخیالشون بیخیالشون بیخیالشون
اه چقدر درهم برهم نوشتم
بالاخره یه روز ترس از انتظار زیادو کنار میزارم و لپه میزارم برای پختن بعد کوفته تبریزی میسازم و به این هوس چند هفته ای پایان میدم:|
یه روز وسط خیابون داد میزنم ، بانوان غیور ایرانی،به والله قسم موی بلوند به نژاد ما نمیاد کوتاه بیاین تروخدا:(
و بعدم اعلامیه هایی در سطح شهر میزنم مبنی بر اینکه،کاشت ناخن و بدتر،بلند کردن ناخون طبیعی بسیار زشت است لذا بانوانی که ناخن هایی به سان چنگک دارند به دلیل زشت کردن محیط شهری و سلیقه افتضاحشان به کوتاه کردن چنگکها و مقدار قابل توجهی وجه رایج مملکت ،جریمه میشنود:D
البته قبل از اینکه این دو تا مورد آخر انجام بدم به خودم یادآوری میکنم سلیقه مردم به من ربط نداره و بعدشم از انجام اینکارا منصرف میشم
من به دلیلی نامعلوم یه فوبیای گربه وحشتناک داشتم
هر روزی که من گربه میدیدم شبش کابوس میدیدم و تب میکردم و اصلن فاجعه
چند ساله دارم سعی میکنم باهاش بجنگم و
و مسافرت که بودیم بالاخره تونستم به یه گربه دست بزنم^^
البته چون گربه هه بعد چند ثانیه دستم و پس زد از اون صحنه عکسی موجود نیست ولی این عکسه لحظاتی قبل از وقوع اون اتفاق تاریخی گرفته شده:دی)
و او در شبی آخر تابستانی آمد مو رنگ کند اما هفتاد درصد رنگ را به پیشانی اش مالید و نیم ساعت بعد متوجه شد رنگ پاک نمیشود پس خاک بر سر شد:|
دختری هستم با پیشانی آبی و چتری های سبز چمنی،سوپر ایده آل:/
فاجعه به قدری وحشتناکه که نمی تونم از پشت تلفن بگم لذا منتظرم مامانم فردا از سر کار بیاد و تحقیقات میدانیشو شروع کنه بلکه راه حلی کشف کنه
دیروز از جمعه زیبام داشتم تعریف میکردم که یهو آخر شب همش پوچ شد
ویدیو ای که ابی طرفداراش و سورپرایز کرد دیدید؟ رسما تیری بود تو قلب منم
اینقدر که گریه کردم باهاش بیشتر از ده بار نگاه کردم و هر سری ام اشکم درومد
ملت چرا اینقدرررر خوش شانسن واقعا؟!!!!!!!
حالا من دیشب خواب دیدم که منم جزو اون سورپرایز شنودگانم ولی قبل ضبط میفهمم و میرم سورپرایز بقیه رو خراب میکنم در آخر هم آقای ابی بجای اینکه بغلم کنه دعوام میکنه،خیلی شیک:|