خـــانـــومِــ ایکسـ

خـــانـــومِــ ایکسـ فقط یه شخص نیست یه سبک زندگیه والا!!!!!

خـــانـــومِــ ایکسـ

خـــانـــومِــ ایکسـ فقط یه شخص نیست یه سبک زندگیه والا!!!!!

خـــانـــومِــ ایکسـ

نابودگر قرن،شخصی که معادلات را به هم می ریزد و فلان :دی)

ساعت دو شب برام آهنگای نهنگ آبی رو میفرسته

بهش میگم اینا رو قبلا یه کرمو تر از تو برام فرستاده

توضیح میده از روزی که گوش کرده همش احساس میکرده یکی کنارشه کلن از این حرفا

بهش میگم من الان دارم آهنگ قدیمیای تتلو رو از رادیو جوان گوش میکنم هار هار میخندم

خیلی جدی التماس میکنه که یه وقت از تراس نپری پایینا آهنگای تتلو از نهنگ آبی هم مخرب تره😂


۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۱ ۲۵ شهریور ۹۶ ، ۱۶:۱۷
khanom ix

در سر می پراند که برای تحصیل برود به کشور خارج-__-اما وقتی در گرجستان با سیل عظیمی از سگ ها رو به رو شد یافت آدم زندگی در خارج نمی باشد و این پرونده بسته شد هر چند که هنوزم گاهی به سرش فکر رفتن میزند اما از همینجا بهش میگم فاطین جان دلبندم تموم کن این بازی کثیفو:)از رویاهای رفتن میگویم که چطور خودم بازش کردم خودمم با پوزش از خانواده که در حال تحقیق و برسی بودن جمعش کردم؛ من ایتالیا رو خیلی دوست دارم حتی بیشتر از امیررضا که پونزده سال داداشمه :دی)

یه روز تلویزیون داشت آقای گل فوتسال جهان که ایرانی ام بود رو نشون میداد ازش پرسیدا چرا قراردادتو با فلان باشگاه ایتالیایی فسخ کردی و جواب این بود:بخاطر سگ:)

تعریف میکرد از در و دیوار شهر سگ میریخت یکبار از ترس سگ فرار کرده و تو اتاقک تلفن عمومی پناه گرفته البته با زنش بعد کاشف به عمل اومده بچه شون تو کوچه مونده خانومه میگه برو بچه رو بیار این مرده ام میگه اگه منو بکشی ام حاظر نیستم برم بیرون:)

حالا بگید چه تضمینی برای من هست که تو ایتالیا زنده بمونم؟؟///

اما داستان سگ به اینجا ختم نمیشه یکی از همسایه هامون سگ داشت و من رو دعوت کرد خونشون بهش توضیح دادم که نه ممنون من نمی تونم با سگ زیر یه سقف بمونم گفت اشکالی نداره بیا سگ و میزاریمش تو اتاق و بدین گونه من راهی خونشون شدم اما چشمتون روز بد نبینه یکی دوساعت که گذشت یدفعه نمیدونم این سگه چجوری در و اتاق و باز کرد پرید بیرون حالا هی اون پارس میکرد دنبال من دووید منم از این ور فرار اون اون لحظه حول شدم  پریدم تو بالکن شکر خدا که جلوی سگ رو گرفتن چون اگه بیشتر پیش روی میکرد احتمالا خودمو پرت میکردم پایین:)

سگ ها موجودات گوگولی ان مثل گربه ها باور کنید منم وقتی عکسا و فیلماشونو میبینم کلی ابراز محبت میکنم ولی از وجود حقیقی اشان میترسم و در کنار تمام این داستان سگ ها باید عرض کنم من از گربه ها بیشتر از سگ ها میترسم خیلی خیلی بیشتر..

ادامه دارد..


۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۱ ۲۴ شهریور ۹۶ ، ۰۴:۲۲
khanom ix

یه سریال آمریکایی میدیدم توش پسره که یک عدد دبیرستانی بود ساعت ده صب تازه از خواب پا میشد میگم تازه از خواب پا میشد به این معنی نی که ده و رب مدرسه باشه ها

ساعت ده که از خواب پا میشد تازه میرفت دوش میگرفت:)

بعد میومد اندازه ی ناهار و شام من رو هم صبحانه میخورد اونم آروم آروم بعد بار و بندیلشو جمع میکرد میرفت مدرسه زنگ اول مدرسشونم از ساعت یازده شروع میشد:)

لباس فرم سرمه ای یا قهوه ای هم نمی پوشید چون اصلا لباس فرم نداشتن:)

بعد معلماشون همه کت و دامن پوشیده تر تمیز مرتب اون وقت تو مدرسه قبلی ما مدیرمون هر سه سال و یه مانتو شلوار خاکستری می پوشید با مقنعه ی زرشکی سیبیلاشم حاظر نبود ور داره:)

بعد تو مدرسه ی ما هر چی میشه میگن توطئه ی آمریکاست والا اگه توطئه ی آمریکا اینه منم می خوام قربانی این توطئه باشم:)

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ شهریور ۹۶ ، ۱۴:۴۰
khanom ix

عین همیشه من یه عدد فاطینم که بعد چند روز هیچی نزاشتن یدفعه تو وبلاگی که دیگه کم شباهت به رادیو جوان یا نکست وان موزیک نیست آهنگی میگذارد و دوباره غیبش میزند:)

ولی اشکال نداره شما اینو پلی کن فقط چشماتو ببند قول میدم ضرر نمیکنی:دی)



۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ شهریور ۹۶ ، ۰۱:۰۰
khanom ix

دیشب خیلی یهویی طور ساعت یازده و نیم شب به قصد شهربازی زدیم بیرون  که در کمال ناباوری شهربازی مذکور در دست تعمیرات بود و تعطیل:)

در قدم دوم گفتیم بریم بولینگ که شکر خدا در همون ابتدا یافتیم تمام بولینگ ها اونسر تهران هستن و ما تا برسیم تعطیل شدن پس اونم کنسل شد:)

بعد به این نتیجه رسیدیم بریم سینما رفتیم سینما آزادی دیدیم اونم تعطیله:)

در ادامه فهمیدیم تو صندوق عقب ماشین بدمینتون هست پس بریم پارک بدمینتون بازی کنیم که مسیر رو کج کردیم سمت آب و آتش و تاخواستیم بریم رو پل طبیعت گفتن سه دقیقه از زمان تعطیلی پل گذاشته دقت کنید همش سه دقیقه بعد مگه پل رو تعطیل میکنن آخه:)

هیچی دیگه شکر خدا بدمینتون ساعت خاصی نداشت بنابر این تا ساعت دو صبح به قصد کشت یه بند توپ زدیم که نتیجش این شد من امروز کلن از ناحیه ی دست راست فلج شدم و تمام)

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۹ شهریور ۹۶ ، ۰۱:۳۴
khanom ix

و من امروز فهمیدم متخصصم در هر چی بیشتر فروکردن کله ام درون موضوعاتی که خیلی شیک و مجلسی میتواند حالم را به بد ترین شکل ممکن درآورد:)

#از_استعدادهای_نامبرده

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ شهریور ۹۶ ، ۰۱:۱۱
khanom ix

چند سال پیش به این نتیجه رسیدم سس قرمز یا همون گوجه(البته کارخونه ایش)خیلی ضرر داره بنایر این گذاشتمش کنار.اوایل خیلی اذیت شدم به نظرم غذا ها بدون سس بی طعم بود چند بارم به زور کتک جلوی خودمو گرفتم که نرم سمتش:)

اما حالا فرق داره بعد گذشت دو سال خیلی دیگه نمیتونم سس بخورم حالا به نظرم غذا ها با سس گوجه خیلی بی مزه میشن یا بهتر بگم مزه ی همشون عین هم میشه و من اینو دوست ندارم.

بعد گذشت دو سال حالا خیلی خوشحالم که تونستم سس گوجه رو بزارم کنار زندگی ام مثل همین قضیه است بعضی آدما مثل همین سس گوجه ان بهمون ضرر میرسونن و ما تحملشون میکنیم چون بهشون وابسته ایم ولی یه روز باید کنارشون بزاریم بخاطر خودمون حتی اگه سخت باشه حتی اگه افسردگی بیاره حداقل اش اینه که بعد گذشت یه مدت از کارمون خوشحال میشیم*__*

میدونید من به دو تا جمله خیلی اعتقاد دارم

یه جمله از قرآن که میگه:بعد هر سختی آسانی است

یکی ام :هر چیزی که نتونه زمینت بزنه قوی ترت میکنه

#پست_خیلی_جدی


۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۵ شهریور ۹۶ ، ۲۲:۴۵
khanom ix

از سری آرزوهایی که فکر کنم هیچ وقت بهش دست نمی یابم اینه که یه روز تابستونی از خواب پاشم بعد برای خودم املت درست کنم بخورم:)

فکر نکنید از دلایلی که بهش نمیرسم اینه که هر موقع بیدار میشم یا تخم مرغ نداریم یا گوجه بلکه مشکل اصلی اونجاست که من خودمم بکشم تابستون نمی تونم صبح پاشم:)

یعنی هر موقع من از خواب بیدار میشم خانواده وسط ناهار خوردنن تازه اصلا شانسمم شد یه روز ساعت نه از خواب بیدار شدم کی حال داره املت درست کنه:)

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ شهریور ۹۶ ، ۱۳:۵۸
khanom ix

اگه بخواین منو تو دو کلمه توصیف کنید چی میگید؟/

توصیف خودم اینه:خوشحال بی نهایت*__*یا همون بی نهایت خوشحال😕

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ شهریور ۹۶ ، ۰۱:۰۹
khanom ix

هی به خودم میگم بچه جون آینقدر آهنگ نزار تو بلاگ مگه تو رادیو جوانی:)

ولی این آهنگه خیلیی فرق داره خییلی ها 

اینو اسفند پارسال تو عروسی شنیدم ،پنج ماهه دارم دنبالش میگردم و سرانجام امروز پیدا شد^__^

علی الحساب این یکی ام گوش کنید که رستگار شید:دی)



۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ شهریور ۹۶ ، ۱۸:۰۱
khanom ix