(.♡ناشناخته

روز خیلی جالب من

يكشنبه, ۲۵ آذر ۱۳۹۷، ۰۵:۵۸ ب.ظ

اینقدر روز جالبی داشتم که حتی فکر کردن بهشم عصابمو خورد میکنه

دوباره همون حس که کله امو نگه داشتن زیر آب و دارم خفه میشمو و هیچکاری از دستم بر نمیاد روزم یه همچین حسی داشت:|

اون عوضی برا دفعه دوم اشک منو دراورد و احتمالن کلی با خودش احساس خفنیت کرده:|

واقعا نمیترسه از جوابی که بعدن باید پس بده؟چه میدونم من اصلن:|

از جالبیای امروز اینو بگم که امروز ساعت نه صب بهمون فلافل دادن:|نه صب نه صب نه صب!!!

البته من معترضم همون نه صب خوردمش!!!

.

مسافرت که بودیم من یه ژاکتو میخواستم ولی بعدش یه ژاکت دیگه رو پسندیدم و اونو خریدم

همینطوری چند روز پیش ذهنم رفت سمت اون ژاکته(احتمالن داشتم درس میخوندم که همچین چیزی اومده تو ذهنم)بعد خلاصه خالم برام کادوی بی مناسبت فرستاده و دقیقا همون ژاکته همون ژاکته!! با همون رنگ همون مدل حتی شکل سر زیپشم دقیقا عین همونه  اصلن اینقدر خر کیف شدما*__*

حالا جالبش اینکع من اون ژاکته رو اصلن دو هزار متر شایدم بیشتر اونور تر اردبیل دیده بودم و هیچوقتم خالم نه اون ژاکتو دیده بود نه من اصلن راجبش حرفی زده بودم نه هیچی

خلاصه که اسم این پدیده چیه ؟

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۹/۲۵
فاطین :)

نظرات (۱)

۲۵ آذر ۹۷ ، ۱۸:۵۱ ابوالفضل ...
اسمی نداره فک کنم. فقط حالش رو ببر!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی