(.♡ناشناخته

باب چهارم

چهارشنبه, ۱۱ بهمن ۱۳۹۶، ۰۴:۱۰ ب.ظ

دیروز هیچی خوراکی نبردم با خودم ،صوبونه ام که نمیخورم،کل روز با شیر کاکائو سر پاموندم

امروز چایی بردم لقمه بردم لوبیا پلو ام بردم بعد صب بابام خوراکیامو دید خیلی جدی پرسید امروز پیک نیک دارین تو مدرسه؟😂

دیروز میخواستم یه چی اینجا بنویسم بعد وسطش یه اتفاقایی افتاد که پستش نکردم و الانم نمیدونم قضیه چی بود

هاجر سر کلاس خیلی سوسکی بدون اینکه بفهمم ازم عکس گرفته حالا هی این عکسارو نگا میکنم به این نتیجه میرسم چه دوستای خوبی دارم که با این قیافه منو تحمل میکنن😂

سر زنگ آخرم که هی این معلمه میرفت بیرون هی یکی دیگه از بچه ها گوشیشو درمیاورد همه میپریدیم وسط کلاس مسخره بازی اگه دیدید چیزی تو اینستا پخش شده بدونید اون خنکایی که اون وسطن ماییم ما:/

بعد دو هفته روش کار کردن اومده میگه بچه ها من اینجاشو اشتباه کردم رفتید خونه درستش کنید لعنتی درستش کنید یعنی کلن پاک کنید همشو از اول بکشید:|

به هر حال ما خوشالیم که این هفته ام تموم شد^^


موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۶/۱۱/۱۱
فاطین داتیناچیوف🍉

نظرات (۳)

:)))

پاسخ:
:))
دلمان برای مدرسه وخاطراتمان تنگ شد... :'(
پاسخ:
:)
۱۲ بهمن ۹۶ ، ۱۱:۱۵ انار کـــ:)ــــ
بازگشت انارک-_-
همه ی پستت یه طرف اون شیرکاکائوهه یه طرف
چرا با احساسات من بازی میکنی
شیرکاکائو اسطوره امه^_^
پاسخ:
خوش اومدی انارک بیشتر بازگشت کن ازین به بعد^^

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی